پارمیس تیموری از نوجوانان مستعد نویسندگی (ترم 1/ مدرسۀ نویسندگی رَواد)

menuordersearch
 پارمیس تیموری از نوجوانان مستعد نویسندگی (ترم 1/ مدرسۀ نویسندگی رَواد)
سبد خرید شما خالی است !
تومان
سبد خرید
09012688878
بلاگ زبان و ادبیات فارسی مهارت های ادبی نویسندگی کودک و نوجوان
 پارمیس تیموری از نوجوانان مستعد نویسندگی (ترم 1/ مدرسۀ نویسندگی رَواد)
پارمیس تیموری از نوجوانان مستعد نویسندگی (ترم 1/ مدرسۀ نویسندگی رَواد)
۱۴۰۴/۳/۲۷ سه شنبه
(6)
(0)

خانم پارمیس تیموری از نویسندگان خوش ذوق و خوش قلم نوجوان که قلمش پخته و ایده هایش ناب و زیباست. او نوشتن را دوست دارد، زیبا هم می نویسد و می داند نوشتن چون دریایی کرانه ناپدید، بی نهایت است. نویسندگان در کوششی مدام به یادگیری تکنیک ها و خواندن کتابهای داستان می پردازند. پارمیس از نویسندگان مدرسۀ نویسندگی رواد است. آفرین بر او و قلم توانایش. قصد داریم نوشته ها و داستان های زیبایش را در این صفحه با شما مخاطبان عزیز به اشتراک بگذاریم.

 

 

ویولتا،دختر طبیعت   ۱۴۰۴/۳/۲۰


ویولتا باز هم مثل هرروز وقتی از مدرسه برگشت،به خانه درختی اش رفت و به جولی و بیسکوییت غذا داد؛کتانی هایش را پوشید و به سمت علفزاری که اسمش را گذاشته بود《شکوفه های زباله》حرکت کرد جولی و بیسکوییت به دنبالش پرواز کردند ویولتا  هرروز بعد از مدرسه به آنجا می رفت و زباله های مردمی را که به سطل بازیافت توجه نمی کردند را جمع می کرد وقتی به علفزار رسیدند رنگ از روی ویولتا پرید و چشمان آبی اش از حدقه بیرون زد او از قبل می دانست که زباله های زیادی انتظارش را می کشند ؛اما این بار حتی پروانه ها هم در دریای بی انتهای زباله غرق شده بودن

                                                                                        کارگاه نویسندگی کودک و نوجوان رواد

ولی ویولتا آرامشش را حفظ کرد،موهای طلایی اش را بالای سرش جمع کرد و تاج گلی را که از یاس های سفید درست کرده بود بر روی سرش گذاشت، نفس عمیقی کشید و شروع به جمع کردن کرد در آخر بر روی تابلوی چوبی ای نوشت 《تنها زیستگاه بشر را حفظ کنیم.

پارمیس عزیز در تر دوم نویسندگی رواد داستان جذاب دیگری را نگاشته اند. داستانی که با قدرت شروع میشود   و  پایان داستان با جمله‌ی 《سفر بعدی در انتظار توست!》 خیلی هوشمندانه است و باعث می‌شود خواننده منتظر قسمت بعدی بماند. 🌟

ایده‌ی رمز و معما و استفاده از آینه هم نشانه‌ی تخیل قوی و ذهن ماجراجوی پارمیس است — عالیه که از آموخته‌های مدرسۀ نویسندگی رواد  در داستان استفاده کردی!

💫 در مجموع، پارمیس دنیایی جادویی و پر از تخیل ساخته و به‌خوبی نشون می‌ده که نویسنده‌ای با ذوق و آینده‌داری هست. با هم مطالعه می کنیم این داستان زیبا را:

★دنیایی از جنس کتاب★    1404/7/13


در یک روز پاییزی وقتی کاترین از مدرسه به خانه اش برگشت به اتاقش رفت و به سمت کمد رفت تا کیف مخملی اش را در کمد بگذارد همین که در کمد را باز کرد از توی کمد گرد باد بنفشی او را به داخل کمد کشید انگار به درون جارو برقی کشیده شده بود 
                                   ☆☆☆  
وقتی چشمانم را باز کردم اولین چیزی که دیدم آسمانی از جنس کاغذ بود
 بلند شدم و دور و برم را زیر نظر گرفتم امکان نداشت در سیاره ی زمین باشم
تا آنجایی که من میدانم کتاب ها راه نمی روند به دنبال راهی برای بازگشت به خانه گشتم اما چیزی پیدا نکردم به سمت فروشگاهی رفتم که کتاب ها واردش می شدند تا حالا ندیده بودم که یک کتاب کتاب دیگری را بخواند به سمت میز  کتاب دار رفتم البته که او هم کتاب بود
روی جلد زرشکی اش نوشته شده بود  ~مریل~ 
 با صدای آرام گفتم : 《ببخشید خانم... مریل》
سرش را از روی دفتر تحویل کتاب بلند کرد و صفحه ای از خودش را باز کرد که با فونت درشتی نوشته شده بود :《 بفرمایید》
اوه البته کتاب ها حرف نمی زنند
《بخش کتاب های معمایی کجاست؟》این را می گویم و با انگشتانم لبه ی دامن چین دار سبزم را فشار می دهم صفحه ی دیگرش را باز می کند 
《راهروی هفتم قفسه ی سوم》تشکر می کنم و به سمت راهرو می دوم
قطور ترین کتاب را برداشتم و دنبال معمایی مربوط به برگشت به خانه بودم
بعد از خواندن چند چیستان بی معنی درباره ی شانه ی دندانه دار به یک معمای واقعی رسیدم که آن را به صورت نا خوانا نوشته بودند ناگهان چیزی به ذهنم رسید سال پیش در مدرسه به ما یاد دادند که چگونه می شود با آینه حروف برعکس را واضح و صحیح ببینیم آینه ام را از زیپ کوچک جلوی کیفم در آوردم و آرام آرام معما را خواندم:《در دنیایی دیگر هستی اما راهی برای برگشت نداری پس به ...》دو کلمه ی بعدی در آینه برعکس بودند پس یعنی صحیح نوشته شده بودند بدون آینه عبارت《 روی آسمان》 نوشته شده بود
پس اگر آن را به صورت معنایی برعکس می کردیم میشد 《★زیر زمین★》
دوباره معما را از اول خواندم:《در دنیایی دیگر هستی اما راهی برای برگشت نداری پس به زیر زمین برو 》دنبال کلمه ی زیرزمین بر روی یکی از در های کتاب خانه بودم وقتی پیدایش کردم نفس عمیقی کشیدم و در را باز کردم حالا بین دو در گیر افتاده بودم یا باید به طبقه ی اصلی کتاب خانه برمی گشتم یا باید در چوبیِ پوسیده ای را که معلوم نبود آن طرفش چیست باز می کردم شجاعت داشته و نداشته ام را جمع کردم و در چوبی را باز کردم گردبادی بنفش به استقبالم آمد و مرا در خودش برد در جایی تاریک فرود می آیم از صدای آویز لباس ها می فهمم در کمدم هستم با لبخند در کمد را باز می کنم و متوجه نوشته ای بر روی در کمدم می شوم 《 سفر بعدی در انتظار توست !》

 

نویسنده:

پارمیس تیموری

 

 

برچسب ها :
 share network eitaa
خانهورود به حساب کاربریسبد خرید
مارا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :
telegraminstagraminstagramWhatsApp

دفتر مرکزی و حضوری: قزوین، خیابان نادری جنوبی، روبه روی آزمایشگاه فرزام، طبقه 2، مؤسسۀ رَواد (دکتر فاطمه حکیما)
09102080014
ravaad@

جستجو
سایت ساز و فروشگاه ساز یوتاب
گفتگو را شروع کنید.
سلام، برای اطلاع بیشتر تماس بگیرین.