نازنین باقرزاده، یکی از نوجوانان مستعد «مدرسه نویسندگی رواد»، با نگاهی شاعرانه و احساسی به جهان مینویسد. نثر او سرشار از تصویرسازیهای لطیف، عاطفهمندی و جزئیاتی است که از دل روزمرهها، روایتهایی دلنشین میسازد. نازنین با قلمی که از ناامیدیها عبور میکند و در سادهترین لحظهها «ذوقی کوچک» مییابد، داستانها و توصیفهایی خلق میکند که مانند پروانههایی در ذهن خواننده به حرکت درمیآیند. او در سومین ترم نویسندگی خود، مسیری روشن را آغاز کرده؛ مسیری که نشان میدهد آیندهای درخشان در انتظارش است. داستان زیر یکی از نوشته های زیبای اوست:
داستان پروانههای امید
وارد مدرسه شد؛ همانجا بود که دوباره حس ناامیدی سراغش آمد. اما وقتی نگاهش را چرخاند و رنگ زردِ گرمِ باشگاه به چشمش نشست، ذوق کوچکی در دلش جوانه زد؛ آنقدر که پروانهها در گلویش به پرواز افتادند. فضای نسبتاً بزرگ سالن برایش چیزی شبیه یک خانواده بود؛ جایی که دوستانش همیشه زیر میز قهوهایِ گوشه سالن منتظرش مینشستند، درست مثل خواهرانش بودند. صدای سوت که در فضا پیچید، از جا بلند شد. لبخندی ملیح روی لبهایش نشست و آرام شروع به گرم کردن کرد؛ انگار دوباره جان گرفته باشد.