ویرایش و ویراستاری

menuordersearch
ویرایش و ویراستاری
سبد خرید شما خالی است !
تومان
سبد خرید
02833352721
بلاگ زبان و ادبیات فارسی مهارت های ادبی ویراستاری
ویرایش و ویراستاری
ویرایش و ویراستاری
۱۴۰۲/۱۱/۱۹ پنجشنبه
(3)
(0)


در ویرایش با زبان سر و کار دارد. باید ویژگی‌های زبانمان را بشناسیم. زبان چهار سطح دارد:
سطح آوایی (واجی): صرفا با گفتار سرو کار داریم. آنچه می‌گوییم.
سطح صرفی: با واژه وساختار و قواعد ساخت واژه سرو کار داریم.
سطح نحوی: با گروه‌ها و جمله‌ها سرو کار داریم.
سطح معنا: معنایی را به مخاطب انتقال می‌دهند. و هدف نهایی زبان در این سطح محقق می‌شود. ویراستار باید این چهار سطح را بشناسد و آگاه باشد. دستور زبان یعنی دانش زبان در همین چهار سطح. بنابراین ویرایش و دستور ارتباطی تنگاتنگی دارد. این نوع دستور زبان، دستور زبان‌شناختی است.
سه اصل مهم دستور زبان‌شناختی:
1-    تطور و تحول زبان
تحول، خصوصیت همیشگی زبان است که در عرصه‌های مختلف زبانی بروز و ظهور می‌کند: «زبان از زمان پیدایش در حال دگرگونی بوده و اکنون نیز این روند ادامه دارد. تحول زبان در واژگان، تلفظ، دستور، معنا و تا حدوی تغییر در خط واقعیتی است ثابت و غیرقابل اجتناب. بی‌شک این تحولات زبانی تا هنگامی که انسان وجود دارد، تداوم خواهند داشت.» (آر. ال. تراسک ،82: 121) ارسطو انسان را حیوانی مدنی‌الطبع می‌داند که با اجتماع پیوندی ناگسستنی دارد. از طرف دیگر زبان «وسیلۀ ارتباط بین افراد جامعه است و در نتیجه یک واحد اجتماعی به وجود می‌آورد و به عبارت دیگر زبان مهم‌ترین نهاد اجتماعی است.»(باطنی،78: 2) از این روست که هر گونه تغییر و تحول در اجتماع، زبان انسان را که ذاتی اوست دست‌خوش تغییر و تحول می‌کند. بنابراین زبان پیوسته در حال تحول است. قابل ذکر است که تحول مختص به زبان خاصی نیست بلکه «همۀ زبان هایی را که انسان به کار می‌برد همواره در تحول‌اند. برای مثال زبان انگلیسی در طول تاریخ خود در حال تحول بوده و امروزه نیز در حال دگرگونی است.» (آر. ال. تراسک،82 : 6) زبان از لحاظِ لفظ، معنا، نحو و آوا دست‌خوش دگرگونی می‌گردد.

2-    کاربرد اهل زبان معیار درست یا غلط بودن است.
3-    زبان توصیفی است، نه تجویزی.
زبان در تمام سطوح مدام در گذر زمان تغییر می‌کند و در برخی سطح‌ها آشکارتر و تندتر است و در برخی سطوح کندتر است. بنابراین تحول زبان ذاتی زبان است و در زمان باقی نمی‌ماند. براساس مقتضایت روز تغییر و تحول می‌یابد. در تمام زبان‌های پویایی دنیا این مسئله اتفاق می‌افتد.
وام‌گیری واژه‌های جدید (ساختن):
صد سال پیش چیزی به نام گفتمان، فرسته (پست) و.. نداشتیم براساس نیازهای خود ساخته و به کار می‌بریم.
عینا از زبان‌های دیگر به وام گرفتیم: ماکارونی (واژۀ ایتالیایی)، کمد (واژۀ فرانسوی)
سوخاری، چمدان، کالباس، واکس (واژه‌های روسی)، تومان (ترکی – مغولی).
2- اصطلاحات و تعبیرات جدید:
روی کسی حساب کردن، در جریان قرار گرفتن، دوزاری کسی افتادن، دوش گرفتن، کسی یا چیزی را زیر سؤوال بردن، بی‌تفاوت بودن، تجربه کردن، ماضی مستمر و مضارع مستمر که 150 سال است که در فارسی رایج شده‌است. (دارم غذا می‌ورم که) و... نبوده و الآن در زبان رایج شده‌است.
3) تغییر و تحول معنایی واژه‌ها:
علل تحول
یکی از انواع تکامل زبان، پیدایش واژه های جدید است. عوامل زیر از عمده ترین منشاهای تحول زبان است.
1.اجتماع
زبان امری اجتماعی است و هر گونه تغییر در اجتماع تغییر در زبان را به دنبال دارد.«در گذشته اسب وسیلۀ سواری مردم بود و برگستوان به معنی زره اسب کاربرد داشت و امروز واژگان دیگری چون اتومبیل، ماشین، ماهواره و ... جای‌گزین شده‌اند.»(خانلری، ج1/ 227)
ابوالقاسمی تحول واژگانی را نسبت به تحول های دیگر زبان سریع‌تر می‌داند.(ابوالقاسمی،74: 68) و دلیل آن را نفوذ بی‌حد و ‌حصر زبان بیگانگان می‌خواند .«به عنوان مثال هر روز چیزی اختراع یا کشف می‌شود، نام چیز کشف‌شده به واژگان زبان افزوده می‌شود. گاه دگرگونی واژه نتیجۀ ظهور دین‌ها و مذهب‌ها، ارتباط با ملت‌های دیگر، تاسیس حکومت ها، متروک شدن واژه ها، کم‌کوشی و بیگانه‌گرایی و بیگانه‌ستیزی است.»(ابوالقاسمی،78: 345)
به طبع اجتماع، زبان نیز تغییر می‌کند. اجتماع حاصل زندگی گروهی انسان‌ها است که شامل؛ سیاست، فرهنگ، قانون، نوع زندگی مردم، آداب و رسوم، موهومات و خرافات است براین اساس به گفتۀ ملک‌الشعرای بهار؛ «انقلابات سیاسی، انقلاب‌های دینی، تفاخر فضلا، تزاحم خطیبان و نویسندگان، لهجه‌ها و موقعیت‌های جغرافیایی، رشد علم و دانش، اختراعات و اکتشافات» از جمله دلایل اجتماعی تحول زبان است.(بهار،86:ج1/ 343) دهخدا نسخه‌نویسان و کاتبان را -که آن‌ها را تحت عوامل اجتماعی قلمداد می‌کنیم. - باعث فساد لغت می‌داند و گوید:«آمیختن ذوق ادبی و میل‌های دینی و هواهای سیاسی خود در نظم ونثر دیگران از دیرگاه میان نسخه‌نویسان و قارئین، سنت جاریه و سیرت مستمره بوده است.»(دهخدا، مقدمه:43)

2.کم‌کوشی
«انسان به طبع مایل است که تا می‌تواند برای حاصل‌کردن نتیجۀ منظور کمتر بکوشد. از نمونه‌های کم‌کوشی را در زبان محاوره می‌بینیم که می‌گویم را می‌گم و لشکر را لشگر تلفظ می‌کنیم.»(خانلری ،ج1/ 232) ملک‌الشعرای بهار کم‌کوشی را به نام تراش‌خوردگی و کوچک‌شدن لغات و تنازع الفاظ با یکدیگر که حاصل کم‌کوشی و خوش‌آهنگی است؛ مطرح می‌نماید. وی تبدیل مخرج‌های حروف را نیز زیرمجموعۀ کم‌کوشی و یا خوش‌آهنگی به حساب آورده و دلیل روانشناسی را نیز یکی از دلایل تحول واژه قلمداد می‌کند. وی خوش‌آهنگی، سهل‌المخرج بودن و تمام بودن از حیث معنا و متناسب بودن با سلیقۀ زبانی را تحت عنوان تناسب لغت می‌خواند. »(بهار،85، ج1/) قلب یا ابدال، ادغام، کاهش یا تخفیف را در زیرمجموعۀ کم‌کوشی بررسی می‌نماییم زیرا قانون اقتصاد زبان کوششی است بر کم‌کردن تولید آوا.«دلایل تغییر و دگرگونی واک‌های زبان بسیار است. نظریۀ اقتصاد زبانی یکی از مهم‌ترین علل تغییر شمرده شده است.»(وفایی، 88: 23)
3. بدون پشتوانه شدن واژه یکی دیگر از دلایل تحول است. ابوالقاسمی آن را به سبب دورافتادن واژه از خانوادۀ لغوی خود بی‌خانواده می‌خواند.
    سرانجام بهار گوید: هر واژه‌ای که مرد دیگر زنده نشود و معتقد است که هر چه ملل و اقوام بیشتر متمدن شوند لغاتشان بیشتر پیش می‌رود و دست می‌خورد. (بهار،86: ج1 / 187)
تعواژه‌ها در گذر زمان دچار تحول معنایی می‌شوند: مانند واژۀ شوخ که با معنای آن در فارسی قدیم متفاوت بوده‌است. یا واژۀ دغدغه که واژۀ عربی است و امروز به معنی مشغولیت، گرفتاری و... است، اما در عربی به معنی خارراندن زیر بغل است، در فارسی معنی‌اش عوض شده‌است. قالتاق که واژۀ ترکی است و امروز به معنی افراد کلاش است. در ترکی به معنی زین اسب است. این واژه تحول معنایی یافته‌است. واژۀ دستور در گذشتۀ فارسی به معنی امر وزیر بوده‌است در دستور زبان دستخوش تحول معنایی شده‌است. همۀ این‌ها چرایی و دلیل دارد.
کاربرد زپاهل زبان: معیار درست یا غلط بودن است که سه نوع ساخت دارد:
در زبان برپایۀ گوشوران سه نوع ساخت وجود دارد:
دستور یا نادستور (درست یا غلط)؛
پسندیده و ناپسند (ترجیح یا مرجح)؛
ساخت‌های گوناگون (کاملاً درست).
مورد اول: ساخت‌های دستوری یا نادستوری که یکی درست و دیگری غلط است مثلاً
ساخت دستوری: پدر مریم به اروپا رفت.
نادستوری: پدر مریم را رفت اروپا.
ما در زبان ساخت غلط نمی‌توانیم داشته‌باشیم؛ زیرا انتقال پیام صورت نمی‌گیرد.
•    اهل زبان یعنی مردم یعنی همل کسانی که در یک محدودۀ جغرافیایی زندگی می‌کنند، یعنی همۀ گویش‌وران یک زبان از همۀ صنف و سن و شغل؛ یعنی شامل عوام و خواص.

پسند و ناپسند:
فرودوسی بزرگ‌ترین شاعر حماسه‌سرای است. (پسندیده نیست)/ فردوسی بزرگ‌ترین شاعر حماسه‌سرای ایرانی است.
تجلیل از 40 بانوی شاعرۀ انقلابی در دهۀ مبارکۀ فجر (تطابق صفت و موصوف در فارسی نداریم، به سبک دستور عربی ساخته شده‌است. این ساخت پسندیده نیست) / تجلیل از 40 بانوی شاعر انقلابی در دهۀ مبارک فجر. (پسندیده است).
ساخت‌های گوناگونی می‌تواند وجو اشته‌باشد که همگی درست‌اند. مثال:
-    کشتی‌گیر ایرانی از حریف ژاپنی برد.
-    کشتی‌گیر ایرانی حریف ژاپنی را برد.
هر دو درست است. ساختِ اول متمم دارد و دومی مفعول صریح دارد. در کتابِ غلط نویسیم گفته: جملۀ دوم در فارسی غلط است. ابوالحسن نجفی دلیل این غلط را می‌گوید: در فارسی قدیم وجود نداشته‌است. در قدیم بردن درمقابل باختن با حرف اضافۀ از به کار می‌رفته‌است، چون در فارسی قدیم به کار نمی‌رفته‌است، پس ما هم به کار نمی‌بریم.
زمان تحول می‌پذیرد، پس در زمان نمی‌ماند. ساخت‌های گوناگون زبان دارد و رایج شد و معنا داشته‌باشد، پس غلط نیست.
-    ویرایش را خوب بیاموزیم.
-    ویرایش را خوب تجربه کنید!
معنای جملۀ اول با دوم به‌لحاظ معنایی متفاوت است. این مسئله برمی‌گردد به علم معانی. در کتاب‌های ویرایش می‌گوید م نباید از تجربه کردن استفاده کنیم، چون تجربه کردن در آزمایشگاه به کار می‌رود. جملۀ دوم انگیزشی‌تر است.
ما به عنوان ویراستار باید ساخت جمله را بدانیم. که هر جمله در کدام متن بهتر است به کار رود. این‌جا ست که باید به مخاطب توجه کنیم. و ویراستار در قامت نویسنده نشان داده می‌شود.
سومین ویژگی دستور زبان زبان‌شناختی:
دستور زبان شناختی توصیفی است، نه تجویزی. زبان آن‌گونه که هست و به کار می‌رود توصیف می‌شود، نه آن‌گونه که باید باشد. براساس کاربرد اهل زبان، و ویژگی‌های زبان توصیف می‌کنیم. مردم این واژه را در محاوره به کار می‌بردند بنابراین زبان توصیفی است. به کاربرد اهل زبان توجه می‌کنیم. چه چیزی در زبان هست و چرا هست. مقصود ما زبان که می‌گوییم که توصیفی است، منظور زبان معیار است.
تعریف زبان معیار
از کتاب درآمدی بر جامعه‌شناسی زبان : ص 232)
«زبان معیار گونه‌ای معتبر از یک زبان است که بیشتر به‌وسیلۀ گویندگان تحصیل‌کرده‌ای که رد مراکز فرهنگی و سیاسی، اجتماعی سیاسی
پیترترادگیل در زبان‌شناسی اجتماعی در ص 22 می‌گوید: زبان معیار آن‌گونۀ زبانی است که در رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی سخن می‌گویند.
بنابراین:
1-    تحصیل‌کرده‌ها با آن سخن می‌گویند.
2-    2- در رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی کاربرد دارد.
3-    در آموش عالی و مدرسه‌ها کاربرد دارد. (از این نوع زبان استفاده می‌شود)

مهم‌ترین ویژگی زبان معیار:
1-    بی‌نشان است: یعنی متعارف و مرسوم است و عناصر زبانی کهنه و ادبی در آن وجود ندارد. در به کار بردن عناصر زبان بیگانه زیاده‌روی نمی‌کند. و با عادت و شم زبانی سخن‌گویان آن زبان سازگاری دارد. و سبکی متنناسب با موضوع و مخاطب متن دارد. نشان‌دار: یعنی نامتعارف و مرسوم نباشد. سبک نوشته کاملاً یک‌دست است.

برچسب ها :
خانهورود به حساب کاربریسبد خرید
مارا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید :
telegraminstagraminstagramWhatsApp

شمارۀ همراه مدیر مؤسسه: 09102080014
تلفن:02833352721
دفتر مرکزی و حضوری: قزوین، خیابان نادری جنوبی، روبه روی آزمایشگاه فرزام، طبقه 2، مؤسسۀ رَواد (دکتر فاطمه حکیما)
دفتر آنلاین: قزوین خیابان توحید کوچه یوسفی، پلاک 7، طبقۀ سوم.
شمارۀ پشتیبان سایت و مدير اجرايي گروه و نشر رواد در تلگرام: 09012688878
ravaad@

جستجو
گفتگو را شروع کنید.
سلام، برای اطلاع بیشتر تماس بگیرین.