یادداشت ناشر، دکتر فاطمه حکیما |تمامقد ایستادم؛ برای نویسندهای از کنار تنگه هرمز
گاهی انتشار یک کتاب فقط به معنای چاپ چند صفحه و قرار گرفتن آن در قفسهی کتابها نیست؛ گاهی پشت انتشار یک اثر، ایستادن پای یک نویسنده و باور داشتن به جهان اوست.
«روزی که دریا برای خشکی گریست» برای من از همین جنس است.
مهدی زارعی، متولد ۱۳۶۴ و از اهالی جزیرهی هرمز، از نخستین نویسندگان دورهی بزرگسال آکادمی نویسندگی رواد بود. در مسیر آموزش و همراهی با او، شکلگیری این اثر را دنبال کردم و امروز خوشحالم که دومین اثر ارزشمند او در این دوره، توسط انتشارات رواد منتشر شده است.
این کتاب برای من فقط یک اثر داستانی دربارهی دریا نیست؛ روایتی است که از دلِ خیال، اسطوره، عشق، ترس، خیانت، امید و بخشش عبور میکند و خواننده را به مرز میان دریا و خشکی میبرد.
شاید به همین دلیل است که در مواجهه با این اثر، به یاد برخی از ویژگیهای ادبیات اسطورهای و نمایشنامههای بهرام بیضایی افتادم؛ البته نه از منظر تقلید، بلکه از جهت حضور پررنگ اسطوره، نماد، آیین و پرسشهای انسانی در لایههای داستان.
انتشار این کتاب اما در روزهایی انجام شد که شرایط آسانی برای ادامهی کار نبود. با این حال، من تصمیم گرفتم تمامقد پای این نویسنده و اثرش بایستم.
از هرمزگان، از جایی که نویسنده در قلب تنگهی هرمز زندگی میکند، صدای دریا با این داستان به کتاب تبدیل شد.
و شاید زیباترین جملهای که از آقای مهدی زارعی شنیدم، همان جملهای باشد که در روزهای سخت جنگ در سال 1405اس که به من گفت:
«استاد، ما دقیقاً در خودِ تنگهی هرمز هستیم؛ از اینجا کشتیها را میبینیم. چه تلفن را جواب بدهم چه نه، لطفاً کتابم را چاپ کنید.»
و من با افتخار چاپش کردم.«روزی که دریا برای خشکی گریست» اکنون در مجموعه آثار منتشرشدهی انتشارات رواد قرار گرفته است؛ کتابی از نویسندهای باذوق، هنرمند و فرهیخته که از جنس تعلیم و تربیت است؛ معلمی از دیار هرمزگان که دریا را نه فقط یک جغرافیا، بلکه بخشی از هویت و فرهنگ ایران عزیز میبیند و این پیوند عمیق با دریا و سرزمین مادری را به جهان داستان خود راه داده است.

روزی که دریا برای خشکی گریست
نویسنده: مهدی زارعی
ناشر: انتشارات رواد
نوبت چاپ: اول، ۱۴۰۴
شمارگان: ۵۰۰ نسخه
شابک: 978-622-88798-9
طراح جلد: سمیه حبیبی
درباره کتاب
«روزی که دریا برای خشکی گریست» داستانی خیالانگیز و اسطورهای است که در مرز میان دریا و خشکی، انسان و موجودات افسانهای، ترس و اعتماد شکل میگیرد.
داستان با شبی رازآلود در ساحل آغاز میشود؛ جایی که جمال و بابا غلام با صدایی ناشناس از دل دریا و توری عجیب و زنده مواجه میشوند. در اعماق آب، پریِ دریا درگیر سیاهیها و نیروهایی است که انسانها را دشمن دریا میدانند. اما پری، برخلاف باور حاکم بر سرزمینش، در انسانها چیزی فراتر از دشمنی دیده است: مهربانی، امید و توانایی نجات دادن دیگری.
آشنایی پری با «تور» ــ موجودی که از یک تور ماهیگیری جان گرفته است ــ مسیر داستان را تغییر میدهد. تور و پری، در حالی که هر دو از سوی دنیای خود طرد شدهاند، برای رسیدن به خشکی سفری دشوار را آغاز میکنند؛ سفری که در آن با زندان، تعقیب، محکمه، آینهی جادویی، گرداب و نگهبان مرز روبهرو میشوند.
در این مسیر، اعتماد به یکی از مهمترین آزمونهای شخصیتها تبدیل میشود. آینهای جادویی، تصویری از خیانت تور به پری نشان میدهد و شک میان آن دو را عمیق میکند؛ اما داستان بارها این پرسش را پیش میکشد که آیا میتوان حقیقت یک انسان یا یک موجود را بر اساس ظاهر و ترسهای خود قضاوت کرد؟
در ادامه، الکپشت پیر، نماد دانایی و صبر، وارد داستان میشود و به پری و تور کمک میکند از مرز میان دریا و خشکی عبور کنند. این سفر، تنها یک فرار از دنیای زیر آب نیست؛ بلکه سفری برای رسیدن به شناخت، اعتماد و رهایی است.
یکی از نقاط مهم داستان، جایی است که رمز عبور از آزمونهای خشکی آشکار میشود: «بخشش». اما بخشش در این اثر تنها یک واژه نیست؛ پری باید آن را در عمل تجربه کند و در برابر کسی قرار بگیرد که بیشترین آسیب را به او رسانده است.
درونمایه و جهان داستان
«روزی که دریا برای خشکی گریست» از عناصر اسطورهای و فانتزی برای پرداختن به مفاهیمی انسانی بهره میگیرد؛ مفاهیمی مانند:
اعتماد و بیاعتمادی
بخشش و رهایی
عشق و وفاداری
ترس و شجاعت
پذیرش دیگری
تقابل خیر و سیاهی
رابطهی انسان با طبیعت
امید و فداکاری
در مقدمهی کتاب نیز شخصیتهای افسانهای صرفاً موجوداتی خیالی معرفی نشدهاند، بلکه هر یک بازتابی از بخشی از روح انسان دانسته شدهاند؛ سفری که در نهایت خواننده را از جهان بیرونی به جهان درون میبرد.
درباره نویسنده
مهدی زارعی، متولد ۱۳۶۴ و از اهالی جزیرهی هرمز است. «روزی که دریا برای خشکی گریست» دومین اثر اوست و در انتشارات رواد به چاپ رسیده است.
ارتباط نویسنده با جهان دریا و زیستبوم هرمز، در فضای داستان نیز حضوری پررنگ دارد؛ دریا در این اثر صرفاً یک مکان نیست، بلکه همچون موجودی زنده و صاحب روح، در شکلگیری فضای داستان و مسیر شخصیتها نقش دارد. در مقدمهی کتاب، دریا موجودی توصیف میشود که شادی، اندوه، عشق و خیانت را تجربه میکند.
درباره انتشار کتاب
این اثر در نخستین چاپ خود در سال ۱۴۰۴ توسط انتشارات رواد منتشر شده و در اطلاعات کتابشناختی آن، موضوع اثر «داستانهای فارسی ـ قرن پانزدهم» ثبت شده است.
«روزی که دریا برای خشکی گریست» دعوتی است به سفری در مرز میان واقعیت و خیال؛ سفری که در آن دریا، پری، تور، الکپشت پیر و دیگر شخصیتهای افسانهای، هر یک بخشی از یک پرسش انسانی را با خود حمل میکنند:
اگر دریا برای ما گریست، ما برای دریا چه خواهیم کرد؟
بستن
*به
این نظر امتیاز دهید
*نام و نام
خانوادگی * پست
الکترونیک * متن پیام
|
دفتر مرکزی و حضوری: قزوین، خیابان نادری جنوبی، روبه روی آزمایشگاه فرزام، طبقه 2، مؤسسۀ رَواد (دکتر فاطمه حکیما)
09102080014
ravaad@
(3).jpg?w=60)
(3).jpg?w=60)
