.jpg)
خشم هیجانی کاملاً طبیعی است که در واکنش به موقعیتهایی برانگیخته میشود که در آنها احساس میکنیم شخصیت، داراییها، خواستهها، امیال یا احساساتمان آسیب دیده، نادیده گرفته شده یا مورد تهدید قرار گرفتهاند. در کارگاههای آکادمی نویسندگی رواد، احساسات فقط موضوعی برای نوشتن داستان نیستند؛ ما از طریق داستان و تمرینهای نویسندگی، به کودکان و نوجوانان کمک میکنیم احساسات خود را بهتر بشناسند، درباره آنها فکر کنند و تجربههای هیجانی خود را به زبان بیاورند.
یکی از احساساتی که در داستاننویسی با آن کار میکنیم، خشم است.
خشم، بهخودیخود احساس بدی نیست. وقتی کودک احساس میکند خواستهاش نادیده گرفته شده، چیزی ناعادلانه است، مانعی سر راهش قرار گرفته یا کسی مرزهایش را رعایت نکرده، ممکن است خشمگین شود. آنچه اهمیت دارد این است که کودک یاد بگیرد خشم خود را بشناسد و بدون آسیبزدن به خود یا دیگران آن را مدیریت کند.
خشم فقط یک فکر یا رفتار نیست؛ بدن هم در این فرایند درگیر میشود.
ممکن است کودک هنگام خشم:
البته همه کودکان همه این نشانهها را تجربه نمیکنند و شدت آنها نیز متفاوت است.
در منابع اسلامی نیز برای خشم، نشانههای جسمانی و پیامدهای رفتاری مورد توجه قرار گرفته است. در الکافی از امام باقر(ع) نقل شده است:
«إنَّ هذا الغَضَبَ جَمرَةٌ مِن الشَّيطانِ تَتَوَقَّدُ في قَلبِ ابنِ آدمَ، وإنَّ أحَدَکُم إذا غَضِبَ احمَرَّت عَيناهُ، وانتَفَخَت أوداجُهُ، ودَخَلَ الشَّيطانُ فيهِ.»
ترجمه:
«بهراستی که این خشم، اخگری از شیطان است که در دل فرزند آدم برافروخته میشود. هرگاه فردی از شما خشمگین شود، چشمانش سرخ میگردد، رگهای گردنش باد میکند و شیطان به درون او راه مییابد.»
این روایت، در کنار توضیحهای روانشناختی، نشان میدهد که خشم در سنت اسلامی نیز با تغییرات قابل مشاهده در بدن همراه دانسته شده است؛ مانند سرخ شدن چشم و برجسته شدن رگهای گردن.
«چه اتفاقی افتاد که اینقدر عصبانی شدی؟»
وقتی عصبانی هستیم، چه کار کنیم؟
هدف، این نیست که کودک خشم را سرکوب کند یا وانمود کند عصبانی نیست. هدف، تنظیم خشم است؛ یعنی احساس را بشناسد و بتواند واکنش خود را کنترل کند. در لحظهای که خشم شدت زیادی دارد، میتوان به کودک کمک کرد:
۱. مکث کند.
اگر امکان دارد، از موقعیت فاصله بگیرد و چند لحظه وارد بحث نشود.
۲. بدنش را آرام کند.
چند نفس آرام، نوشیدن آب، نشستن در جای آرام یا کمی حرکت کردن میتواند به کاهش برانگیختگی کمک کند.
۳. احساسش را نامگذاری کند.
مثلاً بگوید:
«من عصبانیام چون اسباببازی را میخواستم و مامان گفت امروز نمیشود.»
نامگذاری احساس میتواند به کودک کمک کند تجربه درونی خود را بهتر تشخیص دهد و درباره آن صحبت کند.
۴. بعد از آرامتر شدن، درباره مسئله صحبت کند.
در اوج خشم، حل مسئله معمولاً دشوارتر است. گفتوگو را میتوان به زمانی موکول کرد که کودک و بزرگسال هر دو آرامتر شدهاند.
۵. راه دیگری برای بیان خواسته پیدا کند.
بهجای ضربه زدن، فریاد زدن یا خراب کردن وسایل، کودک میتواند خواستهاش را با کلمات بیان کند، کمک بخواهد یا درباره یک راهحل مذاکره کند.
یک نکته مهم برای والدین
آرام کردن کودک با نادیده گرفتن احساس او فرق دارد.
اینکه بگوییم:
«عصبانی نباش!»
یا
«برای این چیزها گریه نکن!»
احساس کودک را از بین نمیبرد. میتوان همزمان دو چیز را پذیرفت: احساس کودک قابل قبول است؛ اما هر رفتاری که از خشم ناشی شود قابل قبول نیست.
مثلاً:
«میفهمم خیلی عصبانی شدی که امروز اسباببازی را نخریدیم؛ اما نمیتوانی کنترل تلویزیون را خراب کنی. بیا اول آرام شویم و بعد دربارهاش حرف بزنیم.»
این تفاوت، یکی از مهارتهای مهم در آموزش تنظیم هیجان به کودکان است.
و داستان آرش...
در ادامه، داستان «علی و عصبانیت بدجنس» را میخوانیم؛ داستانی از آرش ولیزاده، از هنرجویان کودک آکادمی نویسندگی رواد در ترم یک.
در این داستان، علی با یک ناکامی روبهرو میشود، عصبانی میشود و واکنش نشان میدهد؛ اما بعد، با کمک مادرش، از شدت هیجان فاصله میگیرد و موقعیت را دوباره تجربه میکند. داستان، یک نمونه کودکانه از موضوعی است که در کارگاههای نویسندگی رواد درباره آن گفتوگو میکنیم:
شناخت احساس، توجه به نشانههای آن، فاصله گرفتن از واکنش فوری و پیدا کردن راهی برای بیان و تنظیم آن.

در این پادکست، کودکان با نشانههای خشم در بدن آشنا میشوند و چند راه ساده برای آرام کردن بدن و بیان ایمن خشم را تمرین میکنند.
🤬 وقتی عصبانی میشویم، بدنمان چه میگوید؟
خشم یک احساس طبیعی است؛ همهی ما، حتی بزرگسالان، گاهی عصبانی میشویم.
در این پادکست، کودکان یاد میگیرند نشانههای خشم را ابتدا در بدن خود بشناسند:
🔥 داغ شدن صورت و گوشها
🔥 درهم رفتن ابروها و اخم کردن
🔥 مشت شدن دستها
🔥 فشار دادن دندانها روی هم
🔥 احساس «از کوره در رفتن»
اما یک نکته مهم:
عصبانی شدن اشکالی ندارد؛ کتک زدن، گاز گرفتن یا آسیب زدن به دیگران راه مناسبی برای بیان خشم نیست.
پس چه کار کنیم؟
🌬 نفس عمیق بکشیم و آرام بیرون بدهیم.
⚾️ خشممان را مثل یک توپ تصور کنیم و آن را به دوردستها بفرستیم.
🌊 مثل موج دریا حرکت کنیم.
🍃 مثل باد حرکت کنیم.
🤸♀️ با حرکت و نرمش، بدنمان را آرام کنیم.
🤗 دستهایمان را باز کنیم و خودمان را در آغوش بگیریم.
هدف این نیست که کودک از خشمش بترسد یا آن را پنهان کند؛
هدف این است که خشمش را بشناسد و یاد بگیرد بدون آسیب، آن را مدیریت و بیان کند.
🎙 پادکست آموزش خشم کودکان
تهیهشده در مؤسسه فرهنگی رواد
با صدای دکتر فاطمه حکیما
🌱 ما در رواد باور داریم شناخت احساسات، بخشی از مسیر رشد و نویسندگی است. به همین دلیل، دورههای نویسندگی کودک، نوجوان و بزرگسال را با نگاهی میانرشتهای به ادبیات و روانشناسی طراحی کردهایم.
اگر این پادکست را برای کودک خود مفید میدانید، آن را برای والدین دیگری هم بفرستید.🍁
در آکادمی نویسندگی رواد، داستاننویسی فقط تمرین نوشتن نیست. کودکان و نوجوانان در کنار یادگیری عناصر داستان، با دنیای احساسات، خیال، تجربههای شخصی و شیوه بیان آنها نیز آشنا میشوند.
ما در رواد، آموزش نویسندگی کودک و نوجوان را با نگاهی میانرشتهای به ادبیات و روانشناسی طراحی کردهایم؛ تا کودک بتواند احساسات و تجربههای خود را بهتر بشناسد، درباره آنها بیندیشد و آنها را به زبان داستان بیان کند.

رواد- علی و عصبانیت بدجنس نوشتۀ آرش ولی زاده از مهارت آموزان نویسندگی کودک
یک روز علی همراه مادرش به پارک رفت او در پارک یک دست فروشی که اسباب بازی می فروخت را دید و به مادرش گفت: مامان من اسباب بازی می خوام
برام اسباب بازی بخر
مادر گفت پسرم ما امروز برای بازی به پارک اومدیم امروز نمیشه ولی شاید چند روز دیگه بشه
علی گفت نه من اسباب بازی می خوام و گریه کرد و پاهاشو به زمین کوبید و به مامانش گفت من با تو قهرم چرا حرف منو گوش نمیکنی مامان گفت پسرم بیا یکم بازی کنیم
علی به لجبازی اش ادامه داد و گلهای پارک را پرپر کرد و حرف مامان را گوش نمی کرد .
مامان علی را صدا زد و به او گفت پسر خوب من بیا اینجا کنار مامان بشین مامان دستی به سر علی کشید و گفت هر آدمی احساسی داره و یکی از آن احساس ها خشم است و تو هم عصبانی هستی میخوای به عصبانیتت بگی ازت دور شه علی گفت مگه میشه مامان گفت بله گل پسرم یه لیوان آب بخور و تا عدد ده بشمار و سکوت کن و بعد از این با هم صحبت میکنیم چون ادامه دادن در این حالتی که هستی به نفع هیچ کدام نیست. علی آب را خورد وتا ده بلند بلند شمرد و بعد سکوت کرد و علی وقتی خونه رسید به مامان گفت من معذرت می خوام میشه فردا اسباب بازی بخریم مامان به علی گفت علی جونم برو تو اتاق و تا ده بشمار و بیا تو اتاق پذیرایی پدر هم درهمین اتاق نشسته بود و برای علی یک سوپرایز در نظر داشتن بله بچه ها امروز تولد علی بود و و قتی علی در را باز کرد شمع و کیک و پر از بادکنک رنگی و یک هدیه بزرگ که پر از کاغذ های رنگی و زرورقی روش بود را دید و خیلی خوشحال مامان و باباش را بوسید و با کلی ذوق کادوی تولدش را باز کرد و یک رباط که خیلی به آن علاقه داشت را بغل کرد علی دوباره از مامان و بابا تشکر کرد و خیلی احساس خوب و شادی داشت و به مامان گفت چقدر خوب شد که اسباب بازی تو پارک را نخریدم.
بله بچه ها احساس خشم و عصبانیت بدجنس علی تبدیل به احساس شادی و خوشحالی شد
قصه ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید .
نویسنده: آرش ولی زاده
از مهارت جویان داستان نویسی رواد - ترم یک
بستن *به این
نظر امتیاز دهید
*نام و نام
خانوادگی * پست
الکترونیک * متن پیام
|
دفتر مرکزی و حضوری: قزوین، خیابان نادری جنوبی، روبه روی آزمایشگاه فرزام، طبقه 2، مؤسسۀ رَواد (دکتر فاطمه حکیما)
09102080014
ravaad@
تمامی خدمات و محصولات این سایت، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است.
(3).jpg?w=60)
(3).jpg?w=60)






.png)
.png)
.png)